خداحافظی.........
یه شروع خوب داشته باشیم می تونیم خوب تمومش کنیم نمیدونم
شروع خوبی داشتم یا نه اما امیدوارم بتونم خوب تمومش کنم.......
هرکسی یه روزی میره یکی زود.......یکی دیر
یکی برای رفتنش دلیل میاره یکی برای رفتنش دلیل میسازه.....!
هنوز چند ماهی نگذشته که خیلی خیلی اتفاقی شروع کردم اما
اتفاقی تموم نمیشه !!! منتظر این روز بودم
خیلی وقت بود که برای ۴تیر درس میخوندم ۴تیری که شایدهیچ وقت
از صفحه ی خاطرم پاک نشه و یکی از دلایل رفتنم باشه.
۴تیری که نفهمیدم چطور گذشت.خیلی زود......... گذشت و
منو از بهترین روزای عمرم جدا کرد
.روزایی که حسرت تکرار یک لحظه اش به دلم مونده.
اکثر ما دوستامونو خیلی خیلی دوست داریم و گاهی اوقات میشن
مثل خواهر یا برادر نداشتمون ویک پیوند بینمون برقرار میشه
پیوندی که برای ما توی این روز بریده شد .
یکی رفت..........یکی موند.
و من یکی از اونام که داره میره
از روزی که میخواست سرنوشت ۴ تیر رو مشخص کنه میترسیدم
اما......اما امروز خیالم راحت که یه همسفر خوب و قدیمی......
یه دوست صمیمی کنارم و یه حس خوب بهم میده....حس آرامش
من ونرگس چهارسال باهم بودیم و سرنوشت طوری ورق خورد
که چهار سال دیگه هم باهم باشیم نمیدونم این چهارسال هم مثل
چهار سال قبلی خوب و به یاد ماندنی میگذره؟؟؟؟امیدوارم..... .
قبولی توی یه دانشگاه و توی یه رشته باعث شد بیشتر بهم
نزدیک بشیم و دوستیمون پررنگ تر بشه چون اینجا بیشتر
از بیش به هم نیاز داریم.
دارم میرم اما حتما به وبلاگم سر میزنم و جواب نظراتتون رو میدم
برای هردومون دعا کنید............
آخرین حرفم برای یه دوست که شاید امروز فقط همدیگرو بشناسیم!!!
زندگی کوتاهتر از آن است که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از
آنند که بشکنند . آنچه از روزگار بدست می آید با خنده نمی ماند
و آنچه برود با گریه به دست نمی آید
فردا خورشید طلوع خواهد کرد......... حتی اگر ما نباشیم .
من که رفتم اما..........................









